درباره بیرجند

    موقعیت و حدود شهرستان بیرجند

    شهرستان بیرجند در جنوب استان خراسان و بین مدارهای 32 درجه و 53 دقیقه عرض شمالی و59 درجه و 13 دقیقه طول شرقی نسبت به نصف النهار مبدا قرار دارد .

    شهرستان بیرجند از شمال به شهرستان قائن ، از غرب به فردوس و طبس، از جنوب به نهنبدان و از شرق به افغانستان محدود می شود. مساحت شهرستان بیرجند 31704 كیلومتر مربع و ارتفاع آن از سطح دریا 480متر است. بیرجند تا تهران 1320 و تا .مشهد 486 كیلومتر فاصله دارد

    آب و هوای بیرجند

    شهرستان بیرجند به دلیل دوری از مسیر بادهای باران آور، عدم وجود ارتفاعات مهمی كه بتواند در تعدیل آب و هوا و جذب نزولات جوی مؤثر واقع شود و مجاورت با كویر لوت در خشك ترین تقسیم بندی اقلیمی خراسان قرار دارد. میانگین درجۀ حرارت در همۀ نقاط شهرستان به یك اندازه نیست .

    به طور كلی بیرجند به تبعیت از وضعیت پستی ها و بلندی ها دو نوع اقلیم دارد :

      1. اقلیم گرم و خشك شامل مناطق دشت و حاشیه شهرستان .

    2. اقلیم خشك و ملایم كه در بخش های مرتفع شمالی و مركزی شهرستان(رشته كوه های  باقران و مؤمن آباد) مشاهده می شود .

    فصل گرم بیرجند طولانی است و ماه های خرداد، تیر و مرداد را در بر می گیرد و ایام سرد سال شامل ماه های آذر، دی و بهمن می باشد . متوسط بارندگی سالانه 167 میلیمتر است كه بیشترین میزان آن مربوط به فصول زمستان و بهار می باشد. دره های واقع در رشته كوه های منطقه از جمله رشته كوه باقران از مناطق ییلاقی و خوش آب و هوای شهرستان محسوب می شود.

    سابقه تاریخى بیرجند در گذر زمان

    بر اساس اسناد بازمانده از دوران باستان "قهستان" خاستگاه و زیستگاه یكی از اقوام ایرانی نژاد به نام "ساگاردت " بوده و بخشی از ساتراپی چهاردهم هخامنشی به شمار می آمده است. این نظریه را دو سند معتبر كهن توجیه و اثبات می نماید. یكی كتیبه های هخامنشی و دیگری نوشته های مورخان یونانی . هرودت مورخ بزرگ قرن پنجم پیش از میلاد به این قوم اشاره كرده و درباره آن ها می نویسد :"آنها در ردیف اقوام شرقی هستند و از سكنه چهاردهم هخامنشی به شمار می روند . "

    به جز نوشته ها و قرائن تاریخی یك سند و مدرك بسیار معتبر(كتیبه كال جنگال) نشان می دهد كه در دوران حكومت اشكانیان، قهستان از ایالات شاهنشاهی اشكانی و بخش "خوسف " ساتراپ نشین این منطقه بوده است .

    در عهد ساسانی قهستان از ایالات آباد و معتبر بوده هر چند گاهی فرمانروایی این منطقه در دست هپتالیان بوده است. كتیبه و سنگ نگاره های لاخ مزار روستای كوچ بیرجند حاوی نوشته هایی به خط پهلوی ساسانی است كه در آن ها نام" آخشنواز " پادشاه هپتالی و "قباد " پادشاه ساسانی به چشم می خورد. همچنین صحنه بزم و عروسی قباد با دختر " آخشنواز " و صورت چند شخصیت هپتالی همگی بر حضور مؤثر هپتالیان در جنوب خراسان تأكید دارند .

    مورخان فتح خراسان را در سال 22 هـ .ق در زمان خلافت عمر و فتح قهستان را در سال 29 هـ .ق در عهد خلافت عثمان دانسته اند. قهستان تا سال 259 هـ . ق در سیطره عباسیان بود و توسط والیان خلفا اداره می شد و چندی از این مدت جزء قلمرو طاهریان بود. در این سال یعقوب لیث صفاری كه رهسپار سركوبی نیشابور بود قهستان را فتح نمود و حاكمانی در نقاط آن گمارد و تا سال 299 هـ. ق قهستان در دست خاندان صفاری بود. پس از آن  قهستان مدتی در تصرف امرای محلی سیستان و از زمان حسن صباح تا تهاجم سپاه هلاكو خان مغول در دست امرا و حكام اسماعیلیه بود. چنانچه قهستان یكی از مراكز عمده سیاسی این فرقه و بعد از الموت مقر حضور فدائیان اسماعیلیه بود . موقعیت خاص، دوری از مركز حكومت، وضعیت طبیعی و وجود كوه های بلند و صعب العبور از مهم ترین علل حضور فدائیان اسماعیلیه در این منطقه بوده است . قلعه كل حسن صباح ، قلعه بزرگ، قلعه رستم ... از مشهورترین قلاع اسماعیلیه در قهستان می باشد. سرانجام با حمله هلاكو خان مغول طومار اسماعیلیان در هم پیچید در حالی كه بازتاب جغرافیایی حضور آن ها در قهستان به صورت ویرانی شهر ها، كور شدن قنوات، آسیب دیدن توان های محیطی، اشاعه فقر، مهاجرت های نا خواسته و كاهش جمعیت و ویرانه هایی از قلاع سابق بر جای ماند .

    در گیری ها و نزاع هایی كه به واسطۀ وجود اسماعیلیان از حوالی قرن ششم تا قرن هفتم هجری در این نواحی به وقوع پیوست، سبب ویرانی شهرها شد. ولی به نوبۀ خود موجب توجه بیشتر به نواحی اطراف بیرجند و خود بیرجند كه تا این زمان قصبۀ كم اهمیتی بود، گردید. هر چند نام بیرجند از قرن هفتم هجری مطرح شده لیكن تا دوران صفویه همچنان به صورت قصبه ای نه چندان مهم بوده است. از این زمان فصل جدیدی در تاریخ این شهر گشوده شد. علل این امر را می توان به شرح ذیل بیان نمود :

     1. رسمیت مذهب تشیع كه سبب شد تا قاینات كه پیش از این پناهگاه شیعیان به شمار میرفت مورد توجه قرار گیرد .

     2. رواج اقتصاد تجارتی، رونق داد و ستد و فزونی كاروان های تجاری برای این ناحیه در انزوا افتاده، فرصت مناسبی جهت رشد اقتصادی و توسعه كشت و كار فراهم آورد .

     3. در عهد صفویه به ناامنی های ناشی از حضور اسماعیلیان، یورش مغول، تیموریان، افاغنه و بلوچ ها خاتمه داده شد .

     4. اهمیت بیرجند از عهد صفویه كه خانواده امیریه(علم) امارت یافته و در آنجا مستقر شدند بیشتر شد و بتدریج جایگزین شهر قائن گردید .

    بیرجند كه از زمان انتخاب شدنش به عنوان حاكم نشین قائنات در مسیر پیشرفت افتاده بود، با رونق گرفتن تجارت در اوایل قرن حاضر و گسترش ارتباطات میان انگلیس و هند شكوفایی بیشتری پیدا كرد. اتصال خط آهن كراچی به زاهدان كه توسط انگلیس و در مسیر خط ارتباطی اروپا به هند ایجاد شده بود موقعیت تجاری بیرجند را بیش از پیش بهبود بخشید .

    تاریخ بیرجند در سده های اخیر با نام خاندان امیریه(علم ) در هم آمیخته است. این خانواده خود را از اعقاب اعراب خزیمه می دانند كه از بحرین به این ناحیه مهاجرت كرده اند و به دلیل خصومت مأمون و طاهریان با علویان در طول دوره عباسی مورد بی مهری قرار گرفته اند. سابقۀ روشن این خاندان منحصر به دورۀ صفویه و بعد از آن است. در اواخر دورۀ صفویه با پیوستن امیر اسماعیل خان خزیمه به اردوی نادر، حكومت قاینات به او تفویض شد. پس از حوادث جنگ هرات در دوران حكومت فتحعلی شاه استعمار بریتانیا در راستای استراتژی منطقه ای خود توجه خویش را به نواحی شرقی ایران به ویژه خراسان و سیستان معطوف داشت ... با توجه به آشفتگی حكومت قاجار و نفوذ روسیه در آن، اساس این استراتژی تبدیل حكومت محلی  قائن به مركز سیاست بریتانیا در منطقه و بهره گیری از خاندان علم به عنوان پایگاهی قدرتمند بود. امیرابراهیم خان(شوكت الملك) علم و پسرش اسدالله علم كه در دوران پهلوی به مقام وزارت رسیدند از چهره های شاخص این خاندان به شمار می روند .

    نام و وجه تسمیه بیرجند

     این شهر را از قدیم به دو نام خوانده ‏اند: 1- قهستان. 2- بیرجند.

     قهستان:

     « قهستان» نام تمام سرزمینى است كه در جنوب خراسان واقع و شامل ولایات خواف، گناباد، بجستان، كاشمر، فردوس ، طبس، قائن، طبس مسینا ، بیرجند و نهبندان بوده ولی گاه به محدوده كوچكتری از این سرزمین یعنی ولایت قائنات اطلاق گردیده و گاهی تنها به "شهر بیرجند" نیزگفته شده است . ( 2 نك: احمدیان. جغرافیاى شهرستان بیرجند صص 61-62. )این ناحیه به سبب كوهستانی بودن به این نام یعنی " قهستان " (معرب كهستان= كوهستان) خوانده شده است .

    بیرجند :

    بیرجند به صورت برجن، برجند، بركندو بیركند نیز در نوشته ‏ها و فرهنگ‏نامه ‏ها آمده است( 2 افشار سیستانى. ایرج. « شناخت استان خراسان«. صص 168-170 ). بیشتر كسانی كه درباره ساختار و معنی واژۀ بیرجند اظهار نظر كرده اند كلمه "بیرجند "را مركب از دو جزء "بیر"(=بر) و جند دانسته اند. آنان جزء پسین كامه یعنی "جند" را معرب واژه كند یا تلفظی دیگر از آن می دانند و"شهر" معنی می كنند. ولی در مورد جزء پیشین آن ـ یعنی "بیر" اختلاف نظر داشته و آن را به اختلاف "نصف " ،"بلند" ، "چاه " و "طوفان" معنی كرده و می كنند .

    بافت تاریخی

    میراث فرهنگی و اهمیت توجه به آن

    میراث فرهنگی هر ملت سند هویت و ملیت اوست . به عبارت دیگر میراث فرهنگی به جای مانده از نیاكان خود می تواند ثابت كند تا چه حد ریشه در تاریخ دارد؟ چه اندازه در علم، تكنولوژی و فرهنگ و تمدن پیشرفت داشته است، او كه بوده ؟ كجا بوده ؟ چگونه زندگی می كرده و اكنون در چه وضعی است؟ اهمیت میراث فرهنگی تا حدی است كه خداوند متعال در هفت آیه از قرآن كریم به انسان ها فرمان می دهد: سیر كنید در زمین، آثار دیگران را ببینید و در آن اندیشه كنید و ببینید عاقبت كسانی كه در گذشته زندگی می كردند، چه شده؟

    امروزه یكی از معیارهای سنجش حدود مدنیت ملت ها، میزان توجه آن ها به میراث فرهنگی خویش است. ملتی كه به میراث فرهنگی خود توجه نكند، در تهاجم فرهنگی یا به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب، آیت الله خامنه ای، در شبیخون فرهنگی از دشمن شكست خورده است زیرا به آنچه كه خود دارد اهمیت نمی دهد و آنچه را كه  دیگران براو تحمیل می كنند، می پذیرد. جامعه ای كه به گذشته خود احترام می گذارد سبب می شود تا آیندگان نیز به او احترام بگذارند .

    میراث فرهنگی شامل كلیه آثاری است كه از انسان در طول تاریخ برجای مانده است. از ابزارهای سنگی انسان های اولیه تا آثار ناب هنری دوران معاصر، از نخستین كلبه های چینه ای تا شهرهای وسیع امروزی، از اولین دست نوشته ها تا دایره المعارف های بزرگ امروزی، از لالایی مادران برای فرزندان خردسال تا آهنگ های پیچیده امروزی و از نخستین دست سازهای سفالی تا ابزارآلات مدرن امروزی همه و همه بخشی از میراث فرهنگی گران قدر ما هستند .

    میراث فرهنگی به سه دسته عمده تقسیم می شود :

    .آداب، رسوم، سنن، باورها، اعتقادات

    . اشیاء منقول مانند كلیه دست سازها نظیر ظروف، ابزار، آثار هنری و آثار تاریخی و ...

    .آثار غیر منقول مانند بناها، بافت های تاریخی، محوطه ها و تپه های باستانی.

    روند شكل گیری و گسترش شهر بیرجند

    متاسفانه محدود بودن اطلاعات از اوضاع اجتماعی، فرهنگی و تاریخی بیرجند در دوره های مختلف باعث شده تا نتوان به طور مستدل از روند شكل گیری و گسترش این شهر سخن گفت .

    اولین بار یاقوت حموی در معجم البلدان(623 هجری قمری) از بیرجند به عنوان شهری زیبا در كوهستان نام می برد. این زمان مصادف است با قدرت داشتن اسماعیلیان در قهستان، حمد الله مستوفی در نزهت القلوب(740هجری قمری) و حافظ ابرو در اوایل قرن نهم هجری بیرجند را یكی از شهر های عمده قهستان معرفی می كند. آغاز گسترش و شكوفایی بیرجند به دوره صفویه برمی گردد. از این دوره به بعد با قدرت گرفتن خاندان خزیمه در جنوب خراسان مركزیت قهستان كه تا این زمان قاین بود  به بیرجند منتقل می شود. پس از دوره صفویه محدوده شهر كه تنها منحصر به اطراف قلعه بود به طرف شرق و جنوب شرق گسترش پیدا می كند. ساخت بناهای حكومتی، امارات و كوشك های متعدد بعد از این دوره باعث تغییراتی در كالبد قدیم شهری  شد. قرار گرفتن سیستان در سال 1211 هجری قمری باعث شد بخش زیادی از درآمدهای این ولایت جهت منافع حاكمان به كار گرفته شده و بیشتر صرف ساخت ابنیه و بهبود وضعیت حاكم نشین ولاتی قهستان یعنی بیرجند شود .

    دردورۀ قاجار تعدادی جهانگرد اروپایی از بیرجند دیدن كردند. این جهانگردان بیرجند را دارای حدود 3000 باب خانه دانسته و از خانه های گلی و كوچه های پیچ در پیچ و باریك كه در فراز و نشیب تپه ها قرار دارند، صحبت به میان آورده اند كلنل مك گرگر، بیرجند را دارای حصاری با دیوارهای كوتاه می داند كه دروازه های متعدد دارد، اما اكنون از این دیوار و دروازه ها اثری موجود نیست .

    (سایت تبیان، 1383، شماره خبر 20859)